![]() |
مطالب جالب تعداد اخبار : 146 مورد |
![]() |
عکسهاى همصحبت تعداد اخبار : 150 مورد |
![]() |
عضويت كلوپ همصحبت تعداد اخبار : 1 مورد |
![]() |
فال روزانه تعداد اخبار : 0 مورد |
![]() |
داستان تعداد اخبار : 121 مورد |
![]() |
هنر و سينما تعداد اخبار : 20 مورد |
![]() |
تماس با ما تعداد اخبار : 1 مورد |
![]() |
بخش آرايش تعداد اخبار : 20 مورد |
![]() |
بخش پوست تعداد اخبار : 13 مورد |
![]() |
بخش مو تعداد اخبار : 14 مورد |
![]() |
طالع بينى تعداد اخبار : 6 مورد |
![]() |
كدهاى Java تعداد اخبار : 1 مورد |
![]() |
ترفندهاى Yahoo تعداد اخبار : 10 مورد |



|
"داستان قصه عينكم" |
|
به قدري اين حادثه زنده است كه از ميان تاريكيهاي حافظهام روشن و پرفروغ مثل روز ميدرخشد. گويي دو ساعت پيش اتفاق افتاده، هنوز در خانه اول حافظهام باقي است...! |
|
|
|
"داستان استخدام" |
|
يک شرکت بزرگ قصد استخدام يک نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار کرد که يک پرسش داشت...! |
|
|
|
"داستان قيمت نعمت" |
|
يكى در پيش بزرگى از فقر خود شكايت می كرد و سخت می ناليد. گفت: خواهى كه ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى...! |
|
|
|
"داستان درخت" |
|
مردی چهار پسر داشت. آن ها را به ترتیب به سراغ یک درخت گلابی فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود...! |
|
|
|
"داستان عشق و عاشق" |
|
زمانی که فیض کاشانی در قمصر کاشان زندگی می کرد، پدر خانمش، ملاصدرا، چند روزی را به عنوان میهمان نزد او در قمصر به سر می برد...! |
|
|
|
"داستان تار عنكبوت" |
|
بدكاری هنگام مرگ ملكه دربان دوزخ را ديد. ملكه گفت: "کافی است كه فقط يك كار خوب كرده باشی...! |
|
|
|
"داستان ناتوانى" |
|
دوستم هانسزيمر حادثه شديدي با موتور سيكلت داشت و دست چپش از كار افتاد. "خوشبختانه من راست دستم" او اين را در حالي گفت كه...! |
|
|
|
"داستان موضوع انشا" |
|
با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت می کشند...! |
|
|
|
"داستان لاك پشت" |
|
پشتش سنگین بود و جاده های دنیا طولانی، می دانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت...! |
|
|
|
"داستان همراهى گناه" |
|
شیوانا صبح زود از مقابل مغازه نانوایی عبور می کرد. دید نانوا عمدا مقداری آرد ارزان جو را با آرد مرغوب گندم مخلوط می کند...! |
|
|