![]() |
مطالب جالب تعداد اخبار : 146 مورد |
![]() |
عکسهاى همصحبت تعداد اخبار : 150 مورد |
![]() |
عضويت كلوپ همصحبت تعداد اخبار : 1 مورد |
![]() |
فال روزانه تعداد اخبار : 0 مورد |
![]() |
داستان تعداد اخبار : 121 مورد |
![]() |
هنر و سينما تعداد اخبار : 20 مورد |
![]() |
تماس با ما تعداد اخبار : 1 مورد |
![]() |
بخش آرايش تعداد اخبار : 20 مورد |
![]() |
بخش پوست تعداد اخبار : 13 مورد |
![]() |
بخش مو تعداد اخبار : 14 مورد |
![]() |
طالع بينى تعداد اخبار : 6 مورد |
![]() |
كدهاى Java تعداد اخبار : 1 مورد |
![]() |
ترفندهاى Yahoo تعداد اخبار : 10 مورد |



|
"داستان دو تا فوت" |
|
داشتم
رانندگی می کردم که موبایلم زنگ خورد. گفتم: |
|
|
|
"داستان نادر" |
|
خورشید در میانه آسمان بود که سپاهیان نادرشاه افشار وارد دهلی شدند به پادشاه ایران زمین گفتند اجازه می دهید وارد قصر پادشاه هند محمد گورکانی شویم...! |
|
|
|
"داستان آينه" |
|
مردي که در کوچه مي رفت هنوز به صرافت نيفتاده بود به ياد بياورد که سيزده سالي مي گذرد که او به چهرهي خودش در آينه نگاه نکرده است...! |
|
|
|
"داستان بچــه مردم " |
|
خوب من چه ميتوانستم بكنم؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگهدارد. بچه كه مال خودش نبود. مال شوهر قبليام بود، كه طلاقم داده بود و حاضر هم نشده بود بچه را بگيرد...! |
|
|
|
"داستان جاودان" |
|
جمعه بود و ادارات بسته. به رسم معهود به ديدن "يار ديرينه" رفتم. در اتاق دفترش كه در عين حال اتاق خوابش هم بود تك و تنها در مقابل ميز تحرير لختي نشسته و ششدانگ در نخ تماشاي پاشنه كشي بود كه در وسط ميز افتاده بود. پس از سلام و عليك و خوش و بش مختصري مرا به حال خود گذاشت...! |
|
|
|
"داستان چكمه بچه" |
|
مادر ليلا، روزها، ليلا را ميگذاشت پيش همسايه و ميرفت سر كار. او توي كارگاه خياطي كار ميكرد. ليلا با دختر همسايه بازي ميكرد. اسم دختر همسايه مريم بود...! |
|
|
|
"داستان توهم" |
|
امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم .توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت...! |
|
|
|
"داستان شيطان" |
|
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان، بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو می کردند و هول می زدند و بیش تر می خواستند...! |
|
|
|
"داستان خردل" |
|
آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگهای پی در پی آن روز تاریخی! برای خوردن شام با هم نشسته بودند...! |
|
|