|
انواع مدل هاى
مو در گذشته
بهترين مدل مو در درجه
اول آن بود كه هر چه بيشتر باشد و پيچ و تاب آن. كه آن را
دو شاخه بافته و دو طرف شانه ها بيندازند، يا هفت شاخه كه
دو شاخه آنرا بروي شانه ها و پنج شاخه آنرا در پشت اندازند
و چهل و يك ساقه كه با سليقه خاصي بافته از روي شانه ها تا
پشت و اطراف افشان نمايند، كه آنرا چهل گيس مي گفتند.
زلف اينگونه موها نيز به
اين شكل بود كه فرق سر را از وسط گشوده، قسمت پشت را به
طرف سر عقب شانه زده بر سر هم بافته يك منگوله ابريشمي
از رنگ مو مي آويختند و در ميان منگوله ها دانه هاي قيمتي
مانند مرواريد و ياقوت و مثل آن آويز مي ساختند و بر جلوي
آن بالاي پيشاني يا يكي از دو طرف سر. گل و جواهر مي زدند
و موهاي دو طرف را به گونه هايي كه ذكر شد آرايش مي كردند.

مدل ديگر مو آنكه آنرا به
همين نحوه شانه زده جهت بلند تر ساختن آن ، سر گيس هايي بر
سر شاخه هاي مو بافته، آخر آنرا زنگوله هاي ريز از نقره مي
زدند و اين مدها را براي جلوي سر و دو طرف بكار مي بردند.
اول اين كه مو را در جلوي سر از محاذي گوش ها دو نيم كرده
قسمت عقب را يك شاخه يا چند شاخه پر و كمي مو بافته
قسمت جلو را بطور مختلف دم طاوسي و پنجه كلاغي و چتري و
دم اردكي مي كردند. مدل دم طاوسي كه مثل چتري اطراف آنرا
بالا برده و با لعاب كتيرا و ميداشتند و در چند جاي آن پر
طاوس هاي كوچك مي زدند.
مدل پنجه كلاغي كه جلوي
پيشاني را چند شاخه كوتاه مو چسبانده دم آنرا داخل بافته
هاي عقب مي كردند.
مدل زلف رو گوشي كه از روي
گوشها مي گذشت و در چتري كه بالاي پيشاني قرار مي گرفت را
با يك انگشت فاصله، با ابروها در خط آنها چيده دو طرف آنرا
تا نزديك چانه شانه زده انتهاي آنرا حلقه كرده به طرف بالا
بر مي گرداندند. مدل دم اردكي كه جلو را به اشكال مذكور و
روي گوشها را از زير گوش مستقيم يا مايل يا نوك تيز برش مي
دادند، و نوع ديگر كه از يك طرف فرق باز كرده سمت زياد را
در روي پيشاني تاب و دالبر داده به سمت ديگر مي كشيدند و
در آخر مد موهاي مجعد كه عاليترين انواع مو محسوب مي شد،
نيكوترين مدل آن اين بود كه فرق را از وسط شكافته بر آن
شانه كامل زده چين چين و گره گره روي شانه ها افشان مي
كردند، و از پري و بلندي مو همان بس كه گفته شود كمترين آن
مويي بود كه تا مهره كمر مي رسيد. و پس از آن گيسواني كه
تا پائين كمر و روي سرين ها را مي گرفت و در ميانشان
گيسواني كه بدون سر گيسي چون شاخه هاي بيد مجنون با
خراميدن تا مچ پا موج و شكن مي نمود.

در اين صورت دشوارترين كار
آرايش زنان شانه كردن گيسوانشان بود، مگر اينكه با كمك نفر
ديگر مي توانستند آن را انجام دهند. چه خار گيسوهايي در
اندازه هاي مختلف كه به سرگيس ها مي بافتند. سرگيس هايي كه
هم خودشان ساخته، هم آماده آنرا از خرازي فروشها مي
خريدند. شانه كردن اينگونه موها، مخصوصا كه كرك شانه شده،
از هم باز و صاف شده باشند مچ آهنگران و كت خمير گيران
لازم داشت و حداقل بين دو، تا سه ساعت وقت مداوم كه به آن
مچ زده و كلنجار بروند. به همين حساب كارگران حمام از يك
صبح تا ظهر و يا بعد از ناهار تا غروب فقط مي توانستند به
دو، سه مشتري برسند، و از قوت رشدشان همين بس كه در هر
نوبت حمام و شانه زدن كه هميار يا دلاك بايد نهايت زور و
فشار مچ را بكار ببرد، مشت بزرگي مو در دستشان جمع مي شد.
و اينك دستورات و داروهاي
زير كه در امراض مو بكار مي آمد: اگر مو رشك و جانور
گذاشته بود شب آنرا با نفت آغشته، دستمال بسته صبح شانه را
نخ بسته نخ كش مي كردند. اگر نقطه اي از موي سر مي ريخت
سير كوبيده بسته و گرمي مي خوردند. اگر مو خوره شده بود با
آب تنباكو شسته لعاب ﴿اسفرزه﴾ يا لعاب ﴿خطمي﴾ مي
ماليدند. اگر چرب و روغني بود با آب نمك يا آب نعنا مي
شستند. براي قوت مو ﴿مازو﴾ ي كوبيده يا ﴿برگ مو﴾ مي
بستند يا با آب جوشانده ﴿هليله سياه﴾ يا ﴿آمله﴾ مي
شستند. و براي ريزش مو روغن مورد يا ﴿روغن با بونه﴾
مي ماليدند.

ارزش مو و مدل آن
در گذشته
در گذشته مو و زلف و گيسوان
زنان به چند صورت جلب توجه مي مي نمود. اول گيسوي بلند، كه
آنرا مقدم بر تمام محاسن ظاهري زن مي دانستند كه هر چه پر
پشت تر و بلند تر و پر رنگ تر بود، به همان مقدار جالب تر
و دلفريب تر و ارزشمند تر مي آمد و نامرغوبترين زنان و
دختران آنهايي بودند كه موهاي كم پشت، كم رنگ، سست و كوتاه
داشتند و بدترين تنبيهات و سخت ترين ناسزاها به يك زن آن
بود كه گيس وي را كوتاه كرده يا چيده باشند تا آنجا كه ﴿
گيس بريده ﴾ از بدترين دشنامهايي بود كه به يك زن مي دادند
و زن هاي بدكاره و ناشزه را با بريدن گيسوان انگشت نما و
سرافكنده مي ساختند. همچنانكه بهترين اوصاف درباره گيسو،
بلندي و پري و جعد و شكن آن بود كه خواستگاران، خبر آن را
براي دامادها مي بردند و شعرا آن را كمند كشش دلبران مي
خوانند. در گذشته هاي دور از اين
گونه گيسوان فراوان به چشم مي آمد و بسا از بلندي تا بن پا
مي رسيد. و از جهت منزلت بايد با شانه فيروزه شانه مي شد.
زني با چنين گيسو بود كه چنان در نزد شوهر گرامي مي شد كه
برايش حوض نقره و نمكدان نقره فراهم نموده و جان عزيزش را
فدايش مي ساخت.

 |