|
تاریخ ایران حکایت از آن دارد که مردانی بس بزرگ در ایران
زیسته اند و از خود یادگارهای بزرگی فکری و فرهنگی و... بجا
گذاشته اند، برماست که اینان را بشناسم و بدانیم میراث دار
سرزمینی بزرگ هستیم که سابقه طولانی در فرهنگ و تمدن و هنر
دارد؛ وظیفه ما بالیدن صرف به داشته های گذشته مان نیست (روایت
این ها صرفاً بخاطر بالا رفتن عزت نفس هر ایرانی؛ لازم است تا
بداند اگر بخواهد از هیچ تمدنی چیزی کم نداشته است و نخواهد
داشت) ما میخواهیم با معرفی نکات برجسته تمدن های گذشته به
هویت ایرانی خود بیش تر آگاه شویم و بدانیم رسالت پاسبانی از
این میراث کار بزرگی است. در این جا با این طرز نگاه وصیت نامه
داریوش، شاه بزرگ هخامنشی که بعد از کوروش سهم عظیمی در تمدن
ایران باستان دارد را آورده ایم:
- اینک
که من از دنیا میروم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است
و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان و در آن
کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران
دارای احترام میباشند. جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ
این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور
داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آن ها را محترم
بشمارد.
اکنون که من از این دنیا میروم تو دوازده کرور زر در خزانه
سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد؛ زیرا قدرت
پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته بخاطر
داشته باش که تو باید به این ذخیره بیافزایی نه اینکه از آن
بکاهی. من نمیگویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا
قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت
کنند اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه برگردان. مادرت
آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور
هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته میشود و
به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه
میشود حشرات در آن به وجود نمیآید و غله در این انبارها چند
سال میماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن
انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال
کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید
بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار
استفاده کن و غله جدید بعد از اینکه زیاد شد به انبار
منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت
دغدغه نخواهی داشت ولو دو و یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آن
ها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و
ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم
کنند و استفاده نامشروع نمایند، نخواهی توانست آن ها را به
مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت
دوستی بنمایی! کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ
بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و اتمام کردن این کانال از
نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن را به اتمام
برسانی و عوارض عبور کشتی ها نباید آنقدر سنگین باشد که
ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند.
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در قلمرو ایران
نظم و امنیت برقرار شود ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم
و تو باید این کار را به انجام برسانی و با یک ارتش نیرومند به
یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است
مرتکبین فجایع را تنبیه کند.
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود
راه نده چون هر دوی آن ها افت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو
را از خود دور نما. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و
برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی
وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و
اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس
نخواهند داشت.
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آن ها بدرفتاری
نکن. اگر با آن ها بدرفتاری کنی آن ها نخواهند توانست معامله
متقابل کنند، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت
کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها به این طور خواهد بود که
دست روی دست گذارده و تسلیم میشوند تا اینکه وسیله شکست
خوردنت را فراهم نمایند.
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو
بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آن ها بیش تر
شود و هر قدر که فهم و عقل آن ها زیادتر شود تو با اطمینان بیش
تر میتوانی سلطنت نمایی. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش
اما هیچ قومیرا مجبور نکن که از کیش تو پیروی کنند و پیوسته
بخاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل
دارد پیروی نماید.
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه
کفنی را که خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار
بده و در قیر بگذار اما مقبره مرا که موجود است مسدود نکن تا
هر زمان که میتوانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا
ببینی و بفهمی من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و
پنج کشور سلطنت میکردم مُردم و تو نیز مثل من خواهی مرد؛ زیرا
سرنوشت آدمی این است که بمیرد خواه پادشاه بیست و پنج کشور
باشد یا یک خارکن. هیچ کس در این جهان باقی نمیماند. اگر تو
هر زمان که فرصت بدست میآوری وارد قبر من شوی و تابوت را
ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد، اما وقتی مرگ را
نزدیک خود دیدی بگو که قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت
قبرتو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را
ببیند.
زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی
داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار
دهد و رای صادر نماید؛ زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم
بشود ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار؛ زیرا اگر دست از آباد کردن
برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد رفت زیرا قاعده این است که
وقتی کشور آباد نمیشود به طرف ویرانی میرود. در آباد کردن،
حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول اهمیت قرار
بده. عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته
ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو فقط باید موقعی
بکار رود که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری
خطایی کرده باشد و تو خطاکار را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق
دیگری را پایمال نموده ای.
بیش از این چیزی نمیگویم و این اظهارات را با حضور کسانی که
غیر از تو در اینجا حاضر هستند، کردم تا اینکه بدانند قبل از
مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها
بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است...!!! |