کلوپ بزرگ جوانان ایران
کلوپ بزرگ همصحبت
*** برای اولین بار در ایران ***
داستانهای قدیمی کودکان
*** برای اولین بار در ایران ***
آپدیت و فلش گوشی های نوکیا
زیور آلات و جواهرات
جواهرات و زیورآلات
جستجو


*** برای اولین بار در ایران ***
75 نقشه ايران و جهان برای موبایلها
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
مستند بی نظیر planet Earth ( سیاره زمین ) همراه با راز بقای آفریقا و استرالیا
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
Antivirus و Internet security كاسپر اسكي
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
20 CD طنز در يك DVD
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
کلیپهای جالب و خنده دار فوتبال
*** مستندهای باور نکردنی ***
روح - شيطان - مرگ

داستان ايميل

"داستان ايميل"

مردى برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبه اش کرد و تمیز کردن زمینش رو - به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرم های مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین...!



 

!!توجه!!اگر شما دوستان داستان زیبایی دارید،آن را برای ما به آدرس admin@iranelectshop.com بفرستید.

داستان های شما باید مشخصات زیر را داشته باشد:

1 : حتما و حتما تایپ شده باشد. ( عکس یا اسکن قبول نیست )

2 : حتما به زبان فارسی باشد. ( زبان فینگلیش یا چتی قابل قبول نیست )

3 : داستان ها را یا به صورت متن یا در فایل Word یا HTML یا فایل متنی ارسال فرمایید.  ( PDF قبول نیست )

4 : در صورتی که می خواهید مشخصات شما در پایان داستان درج شود نام یا Email یا نام سایت خود را برای ما بفرستید.

5 : داستان ارزش ارسال به گروه را داشته باشد. ( جذاب باشد )

با تشکر از همکاری شما - مدیریت گروه هم صحبت

"ايميل"

مردى برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبه اش کرد و تمیز کردن زمینش رو - به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرم های مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین...
مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!» رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمی تونه داشته باشه.»
مرد در کمال نومیدی اون جا رو ترک کرد. نمی دونست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگی ها رو فروخت. در کم تر از دو ساعت، تونست سرمایه اش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهمید مي تونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر می شد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت...
پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان آمریکاست. شروع کرد تا برای آینده ی خانواده اش برنامه ربزی کنه و تصمیم گرفت بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبتشون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»

نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین... میتونین فکر کنین به کجاها می رسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:

"آره! احتمالاً می شدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت!!!"



کلمات کليدي : باحال - سرگرمی - جالب - خنده - کلوپ همصحبت - کلوپ هم صحبت - داستان جالب - داستان باحال و خواندنى - داستان هيجان انگيز - داستان هاى دسته اول - داستان هاى داغ - داستان دوزبانه - داستان رمانتيك و قشنگ - داستان عشقولانه - داستان ايميل
ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388 توسط rahmani  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 داستان خواسته  [دوشنبه، 14 دي ماه ، 1388]
 داستان همسر(دو زبانه)  [چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388]
 داستان مادر زن  [چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388]
 داستان لطف بزرگ يا كوچك؟  [سه شنبه، 1 دي ماه ، 1388]
 داستان نامه ادارى  [شنبه، 28 آذر ماه ، 1388]
 داستان عشق پايمال شده  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان قصه شب  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان لذت زندگى  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان صدا نمى آد!  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان عشق به پدر  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : quc58juv
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
نظرسنجی های مربوط به مطالب و مقالات
آيا داستان ايميل براى شما جالب بود؟

بله
خير


[ نتایج | نظرسنجی ها ]

تعداد آراء: 0
نظرات : 0
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
موضوعات مرتبط

داستان