کلوپ بزرگ جوانان ایران
کلوپ بزرگ همصحبت - کلوپ جوانان ایران
*** برای اولین بار در ایران ***
داستانهای قدیمی کودکان
*** برای اولین بار در ایران ***
آپدیت و فلش گوشی های نوکیا
زیور آلات و جواهرات
جواهرات و زیورآلات
جستجو


مطالب تصادفی
*** برای اولین بار در ایران ***
75 نقشه ايران و جهان برای موبایلها
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
Planet Earth + راز بقا BBC
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
Antivirus و Internet security كاسپر اسكي
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
20 CD طنز در يك DVD
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
کلیپهای جالب و خنده دار فوتبال
*** مستندهای باور نکردنی ***
روح - شيطان - مرگ

داستان قصه شب

"Bed Time Story"

  " داستان قصه شب"

Careful, honey, it’d loaded,” he said. Re-entering the bedroom

مرد موقع بازگشت به اتاق خواب گفت :« مواظب باش عزیزم، اسلحه پر است. »



 

!!توجه!!اگر شما دوستان داستان زیبایی دارید،آن را برای ما به آدرس admin@iranelectshop.com بفرستید.

داستان های شما باید مشخصات زیر را داشته باشد:

1 : حتما و حتما تایپ شده باشد. ( عکس یا اسکن قبول نیست )

2 : حتما به زبان فارسی باشد. ( زبان فینگلیش یا چتی قابل قبول نیست )

3 : داستان ها را یا به صورت متن یا در فایل Word یا HTML یا فایل متنی ارسال فرمایید.  ( PDF قبول نیست )

4 : در صورتی که می خواهید مشخصات شما در پایان داستان درج شود نام یا Email یا نام سایت خود را برای ما بفرستید.

5 : داستان ارزش ارسال به گروه را داشته باشد. ( جذاب باشد )

با تشکر از همکاری شما - مدیریت گروه هم صحبت

"Bed Time Story"

  "قصه شب"

Careful, honey, it’d loaded,” he said. Re-entering the bedroom.
Her back rested against the headboard.
This for your wife?”
No. too chancy. I’m hiring a professional
How about me?”
He smirked. “Cute. But who ‘d be dumb enough to hire a lady hit man?”
She wet her lips, sighting along the barrel.
Your wife.” (Jeffrey Whitmore)

 
مرد موقع بازگشت به اتاق خواب گفت :« مواظب باش عزیزم، اسلحه پر است. »
زن که به پشتی تخت تکیه داده بود گفت: «این را برای زنت گرفته ای؟ »
« نه، خیلی خطرناک است، می خواهم یک حرفه ای استخدام کنم. »
« من چطور م؟ »
مرد پوزخندی زد: « بامزه است، اما کدام احمقی برای آدم کشتن یک زن استخدام می کند؟ »
زن لب هایش را مرطوب کرد، لوله اسلحه را به طرف مرد گرفت.
« زن تو. »
( جفری وایت مور )



کلمات کليدي : باحال - سرگرمی - جالب - خنده - کلوپ همصحبت - کلوپ هم صحبت - داستان جالب - داستان باحال و خواندنى - داستان هيجان انگيز - داستان هاى دسته اول - داستان هاى داغ - داستان دوزبانه - داستان رمانتيك و قشنگ - داستان عشقولانه - داستان قصه شب
ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388 توسط rahmani  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 داستان خواسته  [دوشنبه، 14 دي ماه ، 1388]
 داستان همسر(دو زبانه)  [چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388]
 داستان مادر زن  [چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388]
 داستان لطف بزرگ يا كوچك؟  [سه شنبه، 1 دي ماه ، 1388]
 داستان نامه ادارى  [شنبه، 28 آذر ماه ، 1388]
 داستان لذت زندگى  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان صدا نمى آد!  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان عشق به پدر  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان اينم يه جورشه!  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان خبر خوش  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : pab18kaj
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

ليلي (امتیاز : 0)
توسط ميهمان در مورخه : يكشنبه، 5 دي ماه ، 1389
بايد هنوز روش كار كنيد درج آگهي [www.payamresani.com]به خسته نباشيد به تيم شما نرم افزار موبايل [www.mobile.downloadaneh.com]کنم خدا خودش بهتون كمك كنه دانلود نرم افزار [www.downloadaneh.com]خدا خيرتون بده بهتر از اين نميشه دانلود [www.downloadaneh.com]به ما هم لينك بدين ممنون ميشيم موبايل [www.mobile.downloadaneh.com]ما هميشه به شما سر مي زنيم دانلود رايگان [www.downloadaneh.com]يا علي


[ ارسال جوابیه ]

نظرسنجی های مربوط به مطالب و مقالات
آيا داستان قصه شب براى شما جالب بود؟

بله
خير


[ نتایج | نظرسنجی ها ]

تعداد آراء: 0
نظرات : 0
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
موضوعات مرتبط

داستان