کلوپ بزرگ جوانان ایران
کلوپ بزرگ همصحبت - کلوپ جوانان ایران
*** برای اولین بار در ایران ***
داستانهای قدیمی کودکان
*** برای اولین بار در ایران ***
آپدیت و فلش گوشی های نوکیا
زیور آلات و جواهرات
جواهرات و زیورآلات
جستجو


*** برای اولین بار در ایران ***
75 نقشه ايران و جهان برای موبایلها
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
Planet Earth + راز بقا BBC
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
Antivirus و Internet security كاسپر اسكي
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
20 CD طنز در يك DVD
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
کلیپهای جالب و خنده دار فوتبال
*** مستندهای باور نکردنی ***
روح - شيطان - مرگ

داستان عاشقانه نوروز

"داستان عاشقانه نوروز"
الهه بزرگ، يعنی الهه مادر، شاه را برای شاهی انتخاب و با او ازدواج می کند. اينانا يا ايشتر که در بين النهرين است عاشق 'دوموزی' يا 'تموز' می شود (شاه) و او را برای ازدواج انتخاب می کند...!



 

!!توجه!!اگر شما دوستان داستان زیبایی دارید،آن را برای ما به آدرس admin@iranelectshop.com بفرستید.

داستان های شما باید مشخصات زیر را داشته باشد:

1 : حتما و حتما تایپ شده باشد. ( عکس یا اسکن قبول نیست )

2 : حتما به زبان فارسی باشد. ( زبان فینگلیش یا چتی قابل قبول نیست )

3 : داستان ها را یا به صورت متن یا در فایل Word یا HTML یا فایل متنی ارسال فرمایید.  ( PDF قبول نیست )

4 : در صورتی که می خواهید مشخصات شما در پایان داستان درج شود نام یا Email یا نام سایت خود را برای ما بفرستید.

5 : داستان ارزش ارسال به گروه را داشته باشد. ( جذاب باشد )

با تشکر از همکاری شما - مدیریت گروه هم صحبت

"داستان عاشقانه نوروز"

نوروز جشنی با قدمتی چندین هزار ساله است، که در مورد تاریخچه آن اطلاعات مختلفی داده می شود. این جشن مهم ترین جشن ایرانیان و آغاز سال نو است که سفره هفت سین نیز تمام نمادهای باروری را بر همین اساس در خود جای داده است. از تاریخ دقیق نوروز اطلاعاتی در دست نیست اما آخرین شواهد به دست آمده نوروز را به زمان اشکانیان می رساند. پس از آن از نوروز در زمان ساسانیان اطلاعات بیش تری در دست است. اما داستان نوروز داستانی عاشقانه است، شادمانی های نوروز و حاجی فيروز برای بازگشت دوموزی از زيرزمين و آغاز دوباره باروری در روی زمين است.

اما در این زمینه دکتر کتایون مزداپور، استاد زبان های باستانی و اسطوره شناس با دسترسی به اطلاعات جدید در زمینه نوروز و حاجی فیروز (بازگشت به دنیای مردگان) مطالب جذابی را مطرح کرده است. نوروز جشنی مربوط به پيش از  سفر آريايی ها به اين سرزمين است لااقل از دو سه هزار قبل اين جشن در ايران برگزار می شده و به احتمال زياد با آيين ازدواج مقدس مرتبط است. تصور می شده که ( شروع داستان ) :

الهه بزرگ، يعنی الهه مادر، شاه را برای شاهی انتخاب و با او ازدواج می کند. (اينانا يا ايشتر که در بين النهرين است عاشق 'دوموزی' يا 'تموز' می شود (شاه) و او را برای ازدواج انتخاب می کند.)

الهه يک روز هوس می کند که به زيرزمين برود، وی در زیر زمین خواهری دارد. اينانا تمام زيورآلاتش را به همراه می برد. او بايد از هفت دروازه رد شود تا به زيرزمين برسد. خواهری که فرمانروای زيرزمين است، بسيار حسود است و به نگهبان ها دستور می دهد بر در هر دروازه مقداری از جواهرات الهه را بگيرند. در آخرين طبقه نگهبان ها حتی گوشت تن الهه را هم می گيرند و فقط استخوان هايش باقی می ماند. از آن طرف روی تمام زمين باروری متوقف می شود. نه درختی سبز می شود، نه گياهی هست و نه زندگی و هيچکس نيست که برای معبد خدايان
هديه بدهد و آن ها که به تنگ آمده اند جلسه می کنند و چون الهه در زیر زمین بود "وزير الهه" را برای چاره جويی دعوت می کنند . الهه که پيش از سفر از اتفاق های ناگوار آن اطلاع داشته، قبلا به وزیر وصيت کرده بود که چه بايد بکند.

به پيشنهاد وزير خدايان موافقت می کنند يک نفر به جای الهه به زيرزمين برود تا او بتواند به زمين بازگردد و باروری دوباره آغاز شود. در روی زمين فقط يک نفر برای نبود الهه عزاداری نمی کرد و از نبود او رنج نمی کشيد و او دوموزی شوهر الهه بود. به همين دليل خدايان مقرر می کنند، نيمی از سال را او و نيمه ديگر را خواهرش که "گشتی نه نه" نام دارد، به زيرزمين بروند تا الهه به روی زمين بازگردد. دوموزی را با لباس قرمز در حالی که دايره، دنبک، ساز و نی لبک دستش می دهند، به زيرزمين می فرستند. شادمانی های نوروز و حاجی فيروز برای بازگشت الهه از زيرزمين و آغاز دوباره باروری در روی زمين است.



کلمات کليدي : باحال - سرگرمی - جالب - خنده - کلوپ همصحبت - کلوپ هم صحبت - داستان جالب - داستان باحال و خواندنى - داستان هيجان انگيز - داستان هاى دسته اول - داستان هاى داغ - داستان دوزبانه - داستان رمانتيك و قشنگ - داستان عشقولانه - داستان عاشقانه نوروز
ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388 توسط rahmani  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 داستان خواسته  [دوشنبه، 14 دي ماه ، 1388]
 داستان همسر(دو زبانه)  [چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388]
 داستان مادر زن  [چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388]
 داستان لطف بزرگ يا كوچك؟  [سه شنبه، 1 دي ماه ، 1388]
 داستان نامه ادارى  [شنبه، 28 آذر ماه ، 1388]
 داستان كرگدن و دم جنبانك  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان زمين خوردن بار سوم  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان چرچيل 1  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان فن زندگى  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 داستان ساعت چنده؟  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : yad88vas
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
نظرسنجی های مربوط به مطالب و مقالات
آيا داستان عاشقانه نوروز براى شما جالب بود؟

بله
خير


[ نتایج | نظرسنجی ها ]

تعداد آراء: 0
نظرات : 0
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
موضوعات مرتبط

داستان