کلوپ بزرگ جوانان ایران
کلوپ بزرگ همصحبت - کلوپ جوانان ایران
*** برای اولین بار در ایران ***
داستانهای قدیمی کودکان
*** برای اولین بار در ایران ***
آپدیت و فلش گوشی های نوکیا
زیور آلات و جواهرات
جواهرات و زیورآلات
جستجو


*** برای اولین بار در ایران ***
75 نقشه ايران و جهان برای موبایلها
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
Planet Earth + راز بقا BBC
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
Antivirus و Internet security كاسپر اسكي
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
20 CD طنز در يك DVD
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
کلیپهای جالب و خنده دار فوتبال
*** مستندهای باور نکردنی ***
روح - شيطان - مرگ

داستان بچه عقاب

"داستان بچه عقاب"

مردی تخم عقابی یافت و آن را در آشیانه ی یک مرغ کرچ گذاشت. عقاب به همراه جوجه های دیگر از تخم بیرون آمد...!



 

!!توجه!!اگر شما دوستان داستان زیبایی دارید،آن را برای ما به آدرس admin@iranelectshop.com بفرستید.

داستان های شما باید مشخصات زیر را داشته باشد:

1 : حتما و حتما تایپ شده باشد. ( عکس یا اسکن قبول نیست )

2 : حتما به زبان فارسی باشد. ( زبان فینگلیش یا چتی قابل قبول نیست )

3 : داستان ها را یا به صورت متن یا در فایل Word یا HTML یا فایل متنی ارسال فرمایید.  ( PDF قبول نیست )

4 : در صورتی که می خواهید مشخصات شما در پایان داستان درج شود نام یا Email یا نام سایت خود را برای ما بفرستید.

5 : داستان ارزش ارسال به گروه را داشته باشد. ( جذاب باشد )

با تشکر از همکاری شما - مدیریت گروه هم صحبت

"بچه عقاب"

مردی تخم عقابی یافت و آن را در آشیانه ی یک مرغ کرچ گذاشت. عقاب به همراه جوجه های دیگر از تخم بیرون آمد و با آن ها شروع به رشد نمود. عقاب در طول تمام زندگیش همان کارهای را می کرد که جوجه ها می کردند، چون تصور می کرد که او نیز جوجه مرغی بیش نیست!!! او برای پیدا کردن کرم و حشره روی زمین را با ناخن می کند، قدقد می کرد و صدای مرغان کرچ را در می آورد. بال های خود را بر هم می زد و چند قدمی در هوا می پرید.
سال ها بدینسان گذشت و عقاب بسیار پیر شد. روزی عقاب بالای سر خود، در گودی آسمان بی ابر، پرنده ی با شکوهی دید که با وقار هر چه تمام تر در میان جریان پر تلاطم باد، بی آن که حتی حرکتی به بال های طلائیش دهد، در حال پرواز است. او با بیم و وحشت به آن نگریست و از مرغ کنار دستی اش پرسید: (( اون کیه؟ )) همسایه اش پاسخ داد: اون یه عقابه، پادشاه پرندگان. اون به آسمان تعلق داره و ما به زمین؛ ما جوجه هستیم و بدینسان بود که عقاب جوجه زیست و جوجه مرد؛ چون فکر می کرد که جوجه است.

باور کنید نيروي آدمي، بي کران است.
باور کنيد هيچ کاري از اراده آدمي خارج نيست.
باور کنيد که از عشق آفريده شده ايد، پس عشق را بيافرينيد.
باور کنيد خدا هيچگاه از بندگانش نااميد نمي شود، ولي بندگان او چرا!
باور کنيد لايق بودن هستيد.
باور کنيد که اکنون مهم ترين لحظه است.
باور کنيد که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد.
باور کنيد که شما هم مي توانيد.
و تمام باورهاي خود را از ته دل باور کنيد، تا زندگي شما را باور کند!

آنتونی دو ملو
Anthony De Mello



کلمات کليدي : باحال - سرگرمی - جالب - خنده - کلوپ همصحبت - کلوپ هم صحبت - داستان جالب - داستان باحال و خواندنى - داستان هيجان انگيز - داستان هاى دسته اول - داستان هاى داغ - داستان بچه عقاب - داستان دوزبانه - داستان رمانتيك و قشنگ - داستان عشقولانه - آنتونى دو ملو
ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 24 شهريور ماه ، 1388 توسط rahmani  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 داستان خواسته  [دوشنبه، 14 دي ماه ، 1388]
 داستان همسر(دو زبانه)  [چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388]
 داستان مادر زن  [چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388]
 داستان لطف بزرگ يا كوچك؟  [سه شنبه، 1 دي ماه ، 1388]
 داستان نامه ادارى  [شنبه، 28 آذر ماه ، 1388]
 داستان به دنبال قطعه گمشده  [سه شنبه، 24 شهريور ماه ، 1388]
 داستان فرش فروش  [سه شنبه، 24 شهريور ماه ، 1388]
 داستان غيرت  [سه شنبه، 24 شهريور ماه ، 1388]
 داستان چكمه  [سه شنبه، 24 شهريور ماه ، 1388]
 داستان كيمياى مراقبه  [سه شنبه، 24 شهريور ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : lin02tiy
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

متن (امتیاز : 0)
توسط ميهمان در مورخه : يكشنبه، 5 دي ماه ، 1389
به ما هم سر بزنيد درج آگهي [www.payamresani.com]دوستتون داريم نرم افزار موبايل [www.mobile.downloadaneh.com]خوبه دانلود نرم افزار [www.downloadaneh.com] بايد چه کار کنم كاش مي شد بيشتر مطلب مي زدين دانلود [www.downloadaneh.com]. من ميخاهم موبايل [www.mobile.downloadaneh.com]من هر روز به سايت شما سر مي زنم دانلود رايگان [www.downloadaneh.com] بدرود


[ ارسال جوابیه ]

نظرسنجی های مربوط به مطالب و مقالات
آيا داستان بچه عقاب براى شما جالب بود؟

بله
خير


[ نتایج | نظرسنجی ها ]

تعداد آراء: 0
نظرات : 0
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
موضوعات مرتبط

داستان