کلوپ بزرگ جوانان ایران
کلوپ بزرگ همصحبت - کلوپ جوانان ایران
*** برای اولین بار در ایران ***
داستانهای قدیمی کودکان
*** برای اولین بار در ایران ***
آپدیت و فلش گوشی های نوکیا
زیور آلات و جواهرات
جواهرات و زیورآلات
جستجو


*** برای اولین بار در ایران ***
75 نقشه ايران و جهان برای موبایلها
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
مستند بی نظیر planet Earth ( سیاره زمین ) همراه با راز بقای آفریقا و استرالیا
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
Antivirus و Internet security كاسپر اسكي
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
20 CD طنز در يك DVD
آیا با این مطلب آشنایی دارید ؟
کلیپهای جالب و خنده دار فوتبال
*** مستندهای باور نکردنی ***
روح - شيطان - مرگ

داستان چكمه

"داستان چکمه"

زمستان بود و غروب یک روز بارانی. مصطفی از مدرسه به خانه بازمی گشت. به محض ورود به خانه یک راست به سراغ پدرش رفت و...!



 

!!توجه!!اگر شما دوستان داستان زیبایی دارید،آن را برای ما به آدرس admin@iranelectshop.com بفرستید.

داستان های شما باید مشخصات زیر را داشته باشد:

1 : حتما و حتما تایپ شده باشد. ( عکس یا اسکن قبول نیست )

2 : حتما به زبان فارسی باشد. ( زبان فینگلیش یا چتی قابل قبول نیست )

3 : داستان ها را یا به صورت متن یا در فایل Word یا HTML یا فایل متنی ارسال فرمایید.  ( PDF قبول نیست )

4 : در صورتی که می خواهید مشخصات شما در پایان داستان درج شود نام یا Email یا نام سایت خود را برای ما بفرستید.

5 : داستان ارزش ارسال به گروه را داشته باشد. ( جذاب باشد )

با تشکر از همکاری شما - مدیریت گروه هم صحبت

"چکمه"

زمستان بود و غروب یک روز بارانی. مصطفی از مدرسه به خانه بازمی گشت. به محض ورود به خانه یک راست به سراغ پدرش رفت و بی مقدمه گفت : پدر، هم کلاسی هایم در مدرسه چکمه دارند ولی من ندارم. پدر گفت : پسرم، تو خودت بهتر می دانی که هنوز کار درست و مناسبی پیدا نکرده ام از طرفی آن ها بچه های پولداری هستند و حتماً پدرشان هم کار خوب و پردرآمدی دارد. مصطفی گفت : ولی پدر، یکی از هم کلاسی هایم حتی پدر هم ندارد ولی چکمه می پوشد. پدر دید چاره ای ندارد مگر اینکه به هر قیمتی شده، چکمه ای برای مصطفی بخرد.



کلمات کليدي : باحال - سرگرمی - جالب - خنده - کلوپ همصحبت - کلوپ هم صحبت - داستان جالب - داستان باحال و خواندنى - داستان هيجان انگيز - داستان هاى دسته اول - داستان هاى داغ - داستان چكمه - داستان دوزبانه - داستان رمانتيك و قشنگ - داستان عشقولانه
ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 24 شهريور ماه ، 1388 توسط rahmani  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 داستان خواسته  [دوشنبه، 14 دي ماه ، 1388]
 داستان همسر(دو زبانه)  [چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388]
 داستان مادر زن  [چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388]
 داستان لطف بزرگ يا كوچك؟  [سه شنبه، 1 دي ماه ، 1388]
 داستان نامه ادارى  [شنبه، 28 آذر ماه ، 1388]
 داستان كيمياى مراقبه  [سه شنبه، 24 شهريور ماه ، 1388]
 داستان سلف سرويس  [سه شنبه، 24 شهريور ماه ، 1388]
 شاعر طنز پرداز  [دوشنبه، 23 شهريور ماه ، 1388]
 مديريت(طنز)  [دوشنبه، 23 شهريور ماه ، 1388]
 به خاطر مى آورى؟!  [دوشنبه، 23 شهريور ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : peh01jix
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

علي (امتیاز : 0)
توسط ميهمان در مورخه : يكشنبه، 5 دي ماه ، 1389
بايد هنوز روش كار كنيد درج آگهي [www.payamresani.com]به خسته نباشيد به تيم شما نرم افزار موبايل [www.mobile.downloadaneh.com]کنم خدا خودش بهتون كمك كنه دانلود نرم افزار [www.downloadaneh.com]خدا خيرتون بده بهتر از اين نميشه دانلود [www.downloadaneh.com]به ما هم لينك بدين ممنون ميشيم موبايل [www.mobile.downloadaneh.com]ما هميشه به شما سر مي زنيم دانلود رايگان [www.downloadaneh.com]يا علي


[ ارسال جوابیه ]

نظرسنجی های مربوط به مطالب و مقالات
آيا داستان چكمه براى شما جالب بود؟

بله
خير


[ نتایج | نظرسنجی ها ]

تعداد آراء: 0
نظرات : 0
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
موضوعات مرتبط

داستان